محمد متینمحمد متین، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
تاریخ عقدتاریخ عقد، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره
تاریخ عروسیتاریخ عروسی، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره
اولین دیدار ادارهاولین دیدار اداره، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره
خواستگاریخواستگاری، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره
محمد مبینمحمد مبین، تا این لحظه: 6 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره
مهتامهتا، تا این لحظه: 2 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره
بابا رضابابا رضا، تا این لحظه: 43 سال و 1 ماه و 4 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 43 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

نفس مامان نرگس و بابا رضا

چند ساعت تا اومدنت*آخرین روز دو نفره منو بابا رضا

سلام محمد عزیزم سلام گل پسر مامان این آخرین مطلب من وقتیه که توی دلمی و هنوز به دنیا نیومدی تا الان به حساب سونوها شما 40 هفته و 1 روز توی دلم بودی و ظبق تاریخ پریودم 41 هفته و 4 روز الان ساعت  و  دقیقه صبح  روز شنبه 25 بهمن است قراره من فردا ساعت 8 صبح بیمارستان باشم تا الان که دردم نگرفت فردا میرم برام امپول فشار بزنن امشب با بابا رضا رفتیم پیاده روی خدا کنه فردا زایمانم راحت و بدون دردسر باشه و زودی بیای بغلم امروز آخرین جمعه و آخرین روز دو نفره زندگی من و بابا رضا بود دلم یه جوری بود هم دلم برای دو نفر بودنمون تنگ میشه هم دلم میخواد زودتر  بیای بغلم و ببوسمت امروز فهمیدم فردا ...
25 بهمن 1393

روزشمار اومدنت

سلام گل پسر مامان سلام محمد آقا خوبی عزیزم؟؟؟ میبینم خیلی بهت خوش میگذره اون تو دلت نمیخواد به این زودیا بیای بیرون فدات بشم عزیزم تا هر وقت دوست داری اونجا بمون فقط حالت خوب باشه عزیزم من خیلی استرس دارم این روزا سپردمت دست خدا انشاا... صحیح و سالم همین روزا میای بغلم خوب جیگری مامان برات بگم از این روزا اول مهمترینش اینکه نینی خاله سمانه دنیا اومد اونم چقدررررررررررررررر غیر منتظره همه مون شوکه شدیم قرار بود بعد از دنیا اومدن تو نینی خاله بیاد ولی عجله داشت و زودتر اومد اسمش سیده زهرا ست خیلییی هم نازه از روزی که نینی خاله اومده من دیگه کم طاقت شدم دوست دارم تو هم زودی بیای بغلم (...
21 بهمن 1393

سلام عزیزم

سلام پسر عزیزم تنها همدمم خوبی مامانی؟؟؟ از دیروز تا الان خیلی اتفاقات افتاد دیروز بهمون خبر دادن مادربزرگ بابا رضا فوت کرده بابا رضا هم زنگ زدن بابا بزرگ و اونام گفتن بیا مشهد بابا رضا هم رفت منم خیلییییییییییییییییی گریه کردم مامانی میترسیدم بابا نباشه وتو بخوای بیای حس تنهایی و بی کسی میکنم بابا رضا گفت شب میرم و فردا عصری میام امروز ظهر ساعت 2 زنگ زد که الان جلسه است تو مسجد شب میام عصر من وقت دکتر داشتم با مامانی رفتم خدا رو شکر خوب بود همه چی وقتی برگشتم بابا رضا زنگ زد و پرسید چی شد منم گفتم خوب بود خدا رو شکر بابا رضا هم گفت هر وقت راه افتاد بهم خبر میده ساعت 10 و ربع دیدم تلفن خو...
14 بهمن 1393

آخرین روزایی که ما یک نفر و نصفی هستیم

سلام عزیز دلم خوبی مامانی؟؟؟ فدای تو بشم امروز اومدم برات از احساسات این روزام بگم هر چند شروع نکرده اشکم داره میریزه و صفحه کلیدو تار میبینم و نمیتونم تایپ کنم دیگه داره کم کم روزایی که منو تو با هم تنهای تنهاییم روزایی که تو فقط مال منی توی وجود منی تموم میشه بهش فکر میکنم دلم میگیره دلم برای تکونای پسرم تنگ میشه دلم برای اینکه دستمو روی دلم بذارم و برات حرف بزنم و تو برام خودتو تکون بدی و من ذوق کنم تنگ میشه از اون ورم فکر میکنم میای بغلم میبینمت میبوسمت دلم ضعف میره کاش میشد روزا بغلم بودی و شبا دوباره میذاشتمت توی دلم روزایی که توی دلمی با همه استرسش داره تموم میشه استرس تکون نخوردنت اینکه...
12 بهمن 1393

کدوم اسم بهتره؟؟؟

سلام به هم دوستای خوبم که اینجا رو میخونن راستش ما هنوز اسم پسرمو دقیق انتخاب نکردیم همسرم گفته اسمای پیشنهادیمو بهش بگم و اونم از بینشون انتخاب کنه یه چند تا اسمو که بهش گفتم رد شد حالا بین چند تا اسم موندیم از اونجایی که من نذر کرده بودم اسم پسرم رو محمد بذارم حالا از بین اسمای زیر به نظرتون کدوم بهتره ؟؟ 1- محمد 2- محمد متین 3- محمد مبین 4- محمد پارسا 5- محمد عرفان راستی توی این مایه ها دیگه چه اسمی به ذهنتون میرسه؟؟؟ خوشحال میشم نظراتتون رو بدونم ...
7 بهمن 1393

جواب سونو

سلام عزیز دل مامان من دیروز رفتم سونو خدا رو شکر آب دورت بهتر شده بود خانوم دکتر سونو گفت از هفته قبل تا الان سرم زدم؟؟؟ منم گفتم نه مایعات خوردم گفت خیلی خوب بوده . آب دورت بهتر شده وزنتم بهم گفت 2400 شده و خیالم یه کم راحت شد که ت زمان زایمان انشاا... حداقل به وزن نرمال میرسی بعدش از اونجا میخواستیم بریم بیمارستان برای نوار قلب شما به بابا رضا گفتم اول بریم پیش مامای خصوصی ببینم هست یا نه اونجا رفتیم خدا رو شکر بود رفتیم و شکممو معاینه کرد و گفت پسرت بالای 3 کیلو وزنشه همونجا هم نوار قلب دادیم و خدا رو شکر خوب بود طبق نظر ماما من تا قبل 22 زایمان میکنم و شما میای بغلم در مورد نوع زایمان و این چیزا هم...
7 بهمن 1393

آخرین هفته هایی که تو دلمی

سلام عشق من خوبی مامانی فدای تو بشم عزیزم اومدم برات از اتفاقای این مدت بگم ****************************************** اول اینکه تخت و کمدت رو سفارش دادیم و برامون آوردن البته خیلی به آقای نجار گیر دادم چون کمدت اون چیزی که میخواستم نشده بود ولی خوب نهایتا خوب شد تخت و کمدت رو 5 شنبه 16 بهمن آوردیم خونه و روز بعدش که جمعه بود منو بابا رضا از ظهر تا غروب یه سره درستش کردیمو وسایلتو چیدیم خیلیییی ذوق داشتیم دوتاییمون اطاقتم خیلی قشنگ شد ******************************************** روز شنبه18 بهمنم مهمون داشتبم بابا بزرگ اومد و توی تراس رو لوله کشی کرد که مینی واشت آقا پسرمو بتونیم اونجا نصبش کنیم همون ...
5 بهمن 1393
1